رشيد الوطواط
11
مطلوب كل طالب
حرص سوى محرمات كشد * خنك آنر كه حرص را بگذاشت گر نخواهى كه در حرام أفتى * دستت از حرص مىببايد داشت كلمهء نوزدهم - لا راحة مع الحسد . نيست راحتى با حسد معنى اين كلمه بتازى : الحسود يغتم بما يفيض الله من خيره على غيره ، وخيرات الله الحاصلة في بلاده الواصلة إلى عباده لا تنقطع ركائبها ولا تنقشع سحائبها فلأجل هذا لا يكون للحسود قط في الحياة طيب ، ومن الراحات نصيب . معنى اين كلمة به پارسى : مردم ( 1 ) حسود پيوسته از نيكوييى كه خداى تعالى ديگران را داده باشد اندوهگين باشد وراحت عمر ولذت عيش نيابد ، شعر : از حسد دور باش وشاد بزى * با حسد هيچ كس نباشد شاد گر طرب را نكاح خواهى كرد * مر حسد را طلاق بايد داد كلمهء بيستم - لا محبة مع مراء . نست دوستى بالجاج . معنى اين كله بتازى . اللجاج يورث العداوة ، ويذهب من العيش الحلاوة . معنى اين كلمه به پارسى : هر كه لجاج پيشه كند مردمان از دوستى أو گربزند واز مجالست أو بپرهيزند ، شعر : إبله است آنكه فعل اوست لجاج * ابلهى را كجا علاج بود * ابلهى را كجا علاج بود تا توانى لجاج پيشه مكن * كافت دوستى لجاج بود كلمهء بيست ويكم - لا سؤدد مع انتقام .
--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : " مردم يك شخص واحد را گويند از آدمي ، ترجمهء انسان است ، مردمان جمع آنست ، ومردمك تصغير آن " .